منطقه گردشگری هفت چشمه با آبشاری عظیم در قلب جاده چالوس

اگه مشتری وبلاگم باشید، شاید بخاطر بیارین که در مورد آبشار زیبای خور و چشم انداز های زیبای مسیر منتهی به اون برایتان نوشتم.

اگه اون منطقه رو دیدین و ازش خوشتون اومد پس درنگ نکنید که یه جای توپ جدیدی به نام هفت چشمه در همون نزدیکی کشف گردید!!

منطقه هفت چشمه در حوزه استحفاظی روستای ارنگه واقع شده و واسه دسترسی به اونجا کافیه که مسیر جاده چالوس رو برونین و همینکه تابلوی ارنگه رو دیدین از سرعت خودتون کم کنید و جلوی رستوران هفت چشمه بایستید و از پارکینگ رستوران استفاده کنید و ماشینتون رو اونجا پارک کنید. (هزینه پارکینگ 8000 تومان قبل از حذف یارانه ها!) - 35° 56' 18.81" N  51° 4' 19.28" E 

نمای پارکینگ از بالا

ما به اتفاق خانواده دوست عزیزم که از تهران می اومدن سر ساعت 8 صبح یه روز جمعه تابستونی اول جاده چالوس قرار گذاشتیم و پس از عبور از کمی ترافیک حدود ساعت 9:30 صبح رسیدیم پارکینگ رستوران هفت چشمه.

برنامه ریزی ما به این شکل بود که ابتدا سبک بار و فقط به همراه صبحانه مختصری به سمت آبشار بریم و پس از دیدن آبشار و مناظر طبیعی مسیر یه جای مناسبی رو واسه اطراق و صرف ناهار در نظر بگیریم.

شاید شما هم تجربه تفریح در کنار رودخونه کرج رو داشته باشین و می دونید که خطرات و مشکلات خاص خودشو داره از جمله عم دسترسی به جای پارک مناسب ، خطر سقوط در داخل رودخونه ، فضای کم جهت بساط پهن کردن و شلوغی بیش از اندازه بخصوص در آخر هفته.

واسه اینکه از شر همه این موارد گفته شده خلاص بشین ، مسیر آبشار زیبای هفت چشمه رو انتخاب کنید.مسیر پیاده روی بسیار بسیار زیبا در کنار رودخانه کوچک و در عین حال بسیار دلپذیر و قشنگ در زیر سایه درختان حاشیه رودخانه اونچنان لذت بخش و مفرح هست که پسر بچه های نازنین مون آرمان و بردیا هم اصلا احساس خستگی نکردند و پا به پای ما تا آخر مسیر اومدند و کیف کردند.

مسیر انتقال آب و پیاده روی

نصف مسیر رو برید به چند آبشارک زیبا و چسبیده به هم می رسید که به هفت چشمه معروفن، شکوه طبیعت رو اونجا به چشم می بینین، چه بگم که توصیف ناشدنی و فقط باید خودتون با چشم خودتون ببینید و با دلتون حسش کنید.!

آبشارهای هفت چشمه

حداقل یه ساعتی رو اونجا زمین گیر می شین و اصلا دست خودتون نیست.

از اونجا که بگذرید بعضی از جاها رو باید دل به دریا بزنید و تا زانو برین توی آب.

پیشنهاد بنده اینه که زن ذلیل بازی در نیارین و همسرتون رو کول نکنید تا از آب رد بشین! آخه بلاخره تا آخر مسیر اون هم بایستی بره توی آب و لذت قدم زدن توی آب رو ببره!

البته اگه کولش کنید این کارتون توی ذهنش بعنوان خاطره خوب می مونه. (در عجبم که چرا فقط ما مردها باید خالق این خاطرات باشیم!)بگذریم که بحث بیشتر از این مشکل ساز میشه.

به انتهای مسیر که نزدیک میشین صدای آبشار پرآب و عظیم هفت چشمه گوشتان را قلقلک میده.

آبشار

وای وقتی می بیندش تازه متوجه میشین که چه جاهای زیبا و دیدنی بغل گوش مون در اطراف تهرون هست و حسرت که چرا زودتر از اینها نیومدیم!

آبشار هفت چشمه

بیخیال حظش رو ببرید و بعد واسه اونهایی که نرفتن تعریف کنید که اون هم لذتی داره.

بعد از اینکه اونجا هم کلی عکس گرفتیم و آب بازی کردیم به سمت مبدا راه افتادیم به امید اینکه یه جایی رو واسه اطراق کردن و صرف ناهار انتخاب کنیم.

به طور کاملا اتفاقی مجبور شدیم جایی که پر از زباله های پلاستیکی و بطری و ... بود رو انتخاب کنیم.

خوب تقسیم وظایف اینجوری شد که من برم سراغ پارکینگ و اوردن وسایل ناهار از ماشین و دوست عزیزم آقا مهدی شهردار شد و مسئول نظافت اونجا!

البته از شانس خوب ما خانم ها به اتفاق بچه ها در چند صد متری اونجا کنار آب نشسته بودند و صحنه زباله های اونجا رو ندیده بودند وگرنه عمرا می شد راضی شون کرد تا اونجا اطراق کنیم!

خلاصه کنار رودخونه ای که پر از تخته سنگ های بزرگ واسه نشستن داشت جاگیر شدیم و شروع کردیم به محیا سازی آتش واسه  کباب کردن جوجه کباب ناهار.

محل اطراق

درست در 50 متری اونجا یه آبشار کوچک ولی بینهایت زیبایی بود که از مسیر داخل آب رودخونه قدم می زدیم و چند دفعه ای رو به دیدنش رفتیم.

آبشار

خیلی باحال بود و واقعا لذت بردیم، بچه ها هم که ماهیگیری کردن و سرگرم بودن (منظور از ماهیگیری کردن، فرو بردن چوب داخل آب و توهم ماهیگیری!) و خانوم ها هم مدت زیادی رو اختصاص به ورزش فک هایشان دادن!

شاید باورتان نشه تا ساعت 7:30 عصر اونجا بودیم و بدون احساس خستگی آش دبشی که همشهری مون (همسر آقا مهدی) پخته بود رو خوردیم و بسمت منزل برگشتیم.

جاتون خالی بود و واقعا خوش گذشت.

 

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در چهارشنبه 23 تیر1389 و ساعت 16:46 |